المحقق الدواني / ملا اسماعيل خواجوئي
20
سبع رسائل
واما رسالهء زوراء كه در بسيارى نسخ ، تاريخ فراغت مؤلف در آن ، شب پنجشنبه هيجدهم جمادى الآخر سال 872 آمده چنانكه بعضي از نساخ ياد كردهاند ، نسخهاى است كه مصنف مجددا آن را پس از جنگ در تاريخ فوق از روى نسخهاى كه نزديكى از أصحاب وى بوده در مدرسه مظفريه تبريز استنساخ نموده ونسخهء اصلى مؤلف كه داراى حواشي وتعليقات بوده در جنگ واقع بين لشكريان جهانشاه ( لشكر آذربايجان وعراق ) ولشكريان حسن بيك آق قوينلو ( لشكر ديار بكر ) به علت حضور مؤلف در لشكر جهانشاه به هنگام هزيمت از بين رفته ، ولى نسخهاى از حواشي وتعليقات بر آن ، نزد يكى از أصحاب أو در عراق موجود بوده . « 1 » ( شايد وى همان شيخ شرف الدين فتال باشد كه در مقدمهء حاشية بر زوراء از أو ياد شده ) . با توجه به آنچه ياد شد ، سفر دوانى به عتبات عاليات قبل از اين جنگ بوده ، كه در آنجا پس از زيارة حضرت أمير - سلام الله عليه - وحائر حسينى به نگارش رساله زوراء پرداخته ، وباز گواه بر آن است تاريخ تأليف شرح خطبه زوراء كه در بعضي نسخ آمده مؤلف صبح روز شنبه هفدهم ماه شوال سال 871 در خارج شهر همدان از نگارش آن فراغت يافته . اما آنچه بعضي تذكره نويسان در مورد وى نوشتهاند : كه خدمت علامى با وجود آن جامعيت وجمعيت در جمع مال كه آن را از أسباب ترويج علم وتزيين فضل وكمال خيال مىنمود حريص بود چنانكه در بعضي از اشعار خود فرموده : مرا به تجربه روشن شد اين در آخر كار * كه قدر مرد به علم است وقدر علم به مال به نظر مىرسد كه از گفتههاى مخالفين ومعاندين اوست ، واين شعر خود مؤيد خلاف آن است چه شاعر در مقام آن است كه اظهار دارد تمام ارزش از آن ثروت ومال
--> ( 1 ) . رجوع شود به پايان رسالة الزوراء خاتمة نسخه « س » در اين عبارت به جاى مدرسة آمده « الزاوية المباركة المظفرية » زاويه به معناى يك مجموعه فرهنگى از مسجد ومدرسه ومهمانخانه ومضيف وبيوتاتى مىباشد كه بازمانده آن مجموعه هم اكنون ، مسجد معروف كبود است وبه مناسبت آنكه جهانشاه بن قره يوسف را أبو المظفر ومظفر الدين مىخواندند ، اين مجموعه به مظفريه موسوم بود وجسد أو را نيز پس از كشته شدن در اين محل دفن كردند . ( روضات الجنان )